ما يه همسايه داشتيم که اوضاع ماليش خيلي خوب نبود . سال به سال نميتونست لباس بگيره. همه جا پياده ميرفت . اگه شب بدون شام ميخوابيد اتفاقي واسش نمي افتاد . بعد چند سال خدا واسش خواست . حسابي اوضاع کارو بارش گرفت . ماشين آنچنانيو . استخر و هر روز يه دست لباس . هميشه بهترينارو داشت .
اما قدر ندونست و ورشکسته شد !
برگشت سر خونه اول !
ميدوني ديگه نميتونست پياده بره اون ماشين ميخواست .نميتونست با لباس چند ماه پيشش بره بيرون . اون طعم پولو چشيده بود نميتونست بي پول باشه . واسه همين چند وقت بعد فهميديم دزد شده !
حالا شده جريان من و تو ! من تو رو يبار داشتم ... نميتونم بدونه تو ... يکاري نکن بدزدمت ... ميفهمي چي ميگم ؟
اين نيز بگذرد...
ما را در سایت اين نيز بگذرد دنبال میکنید
برچسب: گوش كن اينم چيزي نيست,گوش كن با لب خاموش,گوش كن,گوش كن خاموشها گوياترند,گوش کن,گوش کن خاموش ها گویاترند,گوش کن دورترین مرغ جهان,گوش کن جاده صدا میزند,گوش کن رضا صادقی,گوش کن به صدای باران, نویسنده: بازدید: 68