اين نيز بگذرد

متن مرتبط با «تنهايي و دلتنگي» در سایت اين نيز بگذرد نوشته شده است

دلم مي خواهد...

  • نیلوبلاگ

    از يک جايی به بعد آدم انگار دلش می خواهد حل شود در خودش بشيند، بخواند، بنويسدو پای هيچ كس ديگری در ميان نباشدنه اينكه بٌريده باشد ها، نه...فقط ميخواهد كمی زندگی كندبريزد و بپاشد بی آنكه دغدغه كسی را داشته باشد... ساغر_فاطمی...

    ادامه مطلب
  • حالم خوب نيست...

  • نیلوبلاگ

    وقتی هیچی حالتو خوب نمیکنه . . . .فقط باید بگردی دنبال دوتا گوش که به درد دلت گوش کننتازه اونم اگه پیدا بشه ...xa0...

    ادامه مطلب
  • گوش كن...

  • نیلوبلاگ

    بشين ميخوام واست يه داستانيو xa0تعريف کنم ... xa0 ما يه همسايه داشتيم که اوضاع ماليش xa0خيلي خوب نبود . سال به سال نميتونست لباس بگيره. همه جا پياده ميرفت . اگه شب بدون شام ميخوابيد xa0اتفاقي xa0واسش نمي افتاد . بعد چند سال خدا واسش xa0خواست . حسابي اوضاع کارو xa0بارش گرفت . ماشين آنچنانيو . استخر و هر روز يه دست لباس . هميشه بهترينارو xa0داشت . اما قدر ندونست و ورشکسته شد ! برگشت سر خونه اول ! ميدوني ديگه xa0نميتونست پياده بره اون ماشين ميخواست .نميتونست با لباس چند ماه پيشش xa0بره بيرون . اون ...

    ادامه مطلب
  • ديواري از من كوتاه تر نبود...

  • نیلوبلاگ

    ديواري از من کوتاه تر نبود براي تکيه دادن هايت؟! آن هم فقط براي لحظه هايي که دلتنگ بودي. اما نه دلتنگ من. بلکه دلتنگ آن هايي که عرصه زندگي را براي تو تنگ کرده بودند. ديواري از من کوتاه تر نبود تا قاب چشم هايت را به آن آويزان کني؟ همان شب هايي که خسته بودي از انتظار هاي بيهوده و چشم از تنهايي بر نمي داشتي. راستي در نگاه هاي من دنبال چه چيزي مي گشتي؟ بعد از هر بار رفتنت، سهم من از تو و تمام آن روزها و ساعت ها تنها يادگاري هايي شد که با دست خط خودت بر تن اين ديوار ها نوشته بودي. و حالا با همان دست ...

    ادامه مطلب
  • تنهايي...

  • نیلوبلاگ

    آدم هاي کمي هستند که مي دانندxa0 تنهايي يک نفر حرمت داردxa0 همينطور بي هوا سرشان را پايين نمي اندازندxa0 و ببرند وسط تنهايي آن فرد.. چون خوب مي دانند که اگر آمدند بايد بمانند تا آخرش بايد بمانندxa0 آنقدر که ديگر تنهايي وجود نداشته باشد وگرنه مسافرها هميشه موقع خداحافظيxa0 تنهايي را هزار برابر مي کنند... xa0...

    ادامه مطلب